السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: شريعت)

38

هدايتگران راه نور ، زندگاني حضرت علي الهادى (ع) (فارسى)

هادى را در كاخ حكومتى بيان كند : 1 - « متوكّل در اثر دُملى كه روى بدن وى پديد آمده بود ، در بستر مرگ بود . بيمارى او چنان بود كه هيچ كس جرأت به خود نمىداد ، براى جراحى كاردى تيز به بدن او رساند . از اين رو مادرش نذر كرد كه اگر متوكّل از اين بيمارى بهبود يابد مقدار فراوانى از مال خويش را به امام هادى بدهد » . فتح بن خاقان به متوكّل پيشنهاد كرد كه اگر كسى را به نزد امام عليه السلام بفرستى و از او ( راه چارهء اين بيمارى را ) بخواهى شايد او دارويى بشناسد كه با استفاده از آن ، بهبود يا بى . متوكّل گفت : كسى را نزد او بفرستيد . فرستاده رفت و بازگشت وپيغام آورد « پشكل » گوسفند را كه زير پا ماليده شده گرفته با گُلاب بخيسانيد و بر محلّ دُمل بگذاريد كه به اذن خدا سود بخش است . برخى از كسانى كه در محضر متوكّل حاضر بودند ، از شنيدن اين سخن به خنده افتادند امّا فتح بن خاقان به آنها گفت : چه زيان دارد كه سخن او را نيز تجربه كنيم ؟ به خدا سوگند من اميداورم با آنچه او گفته بهبود خليفه حاصل گردد . از اين رو مقدارى پشكل آورده در گلاب خيساندند و بر موضع دُمل نهادند . سر دمل باز شد و هر چه در آن بود بيرون آمد . مادر متوكّل از بهبود فرزند خويش بسيار خوشحال شد و ده هزار دينار ، مختوم به مهر خويش ، براى آن‌حضرت فرستاد و متوكّل هم از